تبليغاتX
شمیم شب
 
شمیم شب
 
 
مرا ندیده بگیرید و بگذرید از من...
 
سلام...تقریبا بعد از یه مدت طولانی اومدم....حالا هم یه چیزی اومده تو ذهنم....نمی دونم....امیدوارم خوشتون بیاد.....

((اعتیاد...))

اعتیاد خشن خوره

که در انحدام قلب من آغاز شد...،

سکوت،خانه امان را بالا آورد!

و شرم من همچنان،باکره...

استفراغ خانه امان را جارو می کرد!

وشبها...

تزریق سرنگ پرهوای"بی خیال"

وسرخی گونه ام...

و صفحه ی تا خورده ی روزنامه ی صبح دیروز...

تاب می خورد ...وهوا همچنان گرم!!!

***

و شوت می کنی مرا

روی فریاد های دخترانه ی گرم!

-هوا گرم شرط می کند-

"اعتیادم را نادیده بگیر!"

و روزنامه ی صبح دیروز را پاره کن!!

با دستهایت،خنک که شدم...

زنجیر به تخت فریاد سکوت،

اعتیاد را ترک می کنم!!!

 

 

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه یکم تیر 1385ساعت 3:51 بعد از ظهر  توسط پریا شجاعیان  | 
 
  بالا