تبليغاتX
شمیم شب - ریشه های من؟؟؟
 
شمیم شب
 
 
مرا ندیده بگیرید و بگذرید از من...
 
و چون خاک من سرد بود...

هر روز داد میزدم!

تا....

کسی گفت:ریشه هایت را نگا هی کن!

و من مدام خم می شدم!

و آنقدر خم شدم

تا....

شکستم!!؟!

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم اسفند 1384ساعت 1:36 بعد از ظهر  توسط پریا شجاعیان  | 
 
  بالا